
مارتین لوترکینگ: رویای من آن است که فرزندانم در کشوری
زندگی کنند که نه به خاطر رنگ پوست بلکه به خاطر شخصیتشان مورد داوری
قرار میگیرند. 
اوبامای حزب دموکرات که با شعار تغییرات توانست طرفداران زیادی برای خود کسب کند. سیاه پوست بودنش در کنار معایبی که در مقابل نژاد پرستان داشت باعث شد که جمعیت انبوه سیاهان امریکا به او رای دهند.
هر چند او دارای پدري مسلمان اهل كنياست و حتي با نام كامل « باراك حسين اوباما » شناخته مي شود اما وي داراي مادر مسيحي بوده و دين مادرش را دارد. پدر اوباما فارغ التحصيل اقتصاد از دانشگاه هاروارد بود كه در زمان دو سالگي باراك از زنش جدا می شود. که پس از جدایی پدر و مادرش همراه با مادر و ناپدری اندونزیایی و مسلمانش در اندونزی زندگی کرده است .
این عکس باراک اوباما را در لباس محلی مردم کینا نشان می دهد که در سال 2006 به این کشور سفر کرده بود.پس از انتشار این عکس در زمان رقابت هیلاری کلینتون و باراک اوباما و یک هفته قبل از برگزاری انتخابات مقدماتی در دو ایالت تگزاس و اوهایو واکنش شدید ستاد وی را به دنبال
داشت که آن را شرم آورترین تکنیک انتخاباتی توصیف کرد. ستاد کلینتون دخالت
در این ماجرا را تکذیب و در عین حال، ناراحتی اوباما از عکس را خجالت آور
دانست.
و اما... جدای این قضایا و همزمان با انتشار این عکس ایرانیان خلاق مرزو بوم و میهن عزیزمان بار دیگر حماسه آفریدند و قصه ی طنز «اجداد اوباما ایرانی و اهل بوشهر بوده اند» را در دهکده جهانی اینترنت منتشر ساختند

آسوشیتد نیوز:اجداد اوباما ایرانی و اهل بوشهر بوده اند
در واقع، آن طور که «ایتارتاس» گزارش می کند، گزارش «آسوشیتدنیوز» به ما می گوید که شخصی به اسم دکتر «اندی واسهول» از موسسه تحقیقات تاریخی دانشگاه معتبر «ام.آی.تی» آمریکا، اعلام کرده که طبق تحقیقاتش، «باراک حسین اوباما» اصلا اهل جنوب ایران است! به عبارت دیگر، اصل و نسبش همان خانواده معروف «اوباما»ی «بوشهر» است که در دوران قاجاریه جلای وطن کرده و طی چند نسل سر از آمریکا درآورده است
به این ترتیب که، جد بزرگش در واقع «میرحسن خان اوبامایی» که از میرآب های معروف «بوشهر» بوده (و به همین خاطر هم اسمش «اوباما» یا «آب با ما» بوده)، بعد از یک نزاع خونین با سقاباشی «ناصرالدین شاه قاجار» از این شهر فرار کرده و به مرز عثمانی می رود و بعدش، در «حلبچه» به عنوان تاجر زردچوبه و سپس به عنوان تاجر زعفران فعالیت کرده و رفته «حلب» (در سوریه فعلی)! ظاهرا، «میرحسن خان» همانجا هم فوت می کند و پسرش، «علی اصغر اوباما» به خاطر ضدیت اهالی عثمانی با شیعیان ایرانی، راه «طرابلس» را پیش می گیرد و آنجا به تجارت تنباکو مشغول می شود! اما، بعد از اینکه قلیان چاق کردن در آنجا ممنوع می شود، این خانواده هم «تکه پاره» شده و هر «تکه اش» به جایی مهاجرت کرده است! می گویند، حالا این وسط پدربزرگ «حسین» کمی قبل از جنگ جهانی دوم می آید و به همراه خانواده اش به جنوب غربی آفریقا مهاجرت و برای امرار معاش هم از پشم شتر پارچه درست می کند طوری که، بعد از جنگ «برک» (همان «باراک» )ایرانی کلی محبوبیت پیدا می کند و شهرتش به آمریکا و به گوش معاون شهردار «واشنگتن» می رسد، که او را به «لس آنجلس» دعوت می کند! خلاصه، این جوری می شود که جناب پدربزرگ در تگزاس مستقر می شود و به تولید و تجارت «برک» می پردازد، اما چون واردات شتر و پشمش به آمریکا ممنوع می شود، او هم ورشکسته می شود! گزارش ها باز هم می گویند، پدر «باراک» که اسمش «حسین اوباما» بوده، بعد از مدرسه و دانشگاه تابعیت ایرانی- آمریکایی می گیرد و بعدش هم با یک دختر مسیحی ازدواج می کند و به اصرار همسر و خانواده همسرش دینش می شود «اسلامی- مسیحی»! و چون نمی تواند اسم ایرانی روی پسرش بگذارد، پس اسمش را می گذارد «باراک» (همان «برک») و اسم خودش را در اسم بچه می گنجاند (باراک حسین اوباما). حالا، می گویند افشای این موضوع می تواند کلی دردسر برای آینده سیاسی جناب «اوباما»ی آمریکایی درست کند!
بهرحال، تا حالا که خود «اوباما» که خودش را کشته تا حمایت صهیونیست ها را جلب کند، در این مورد اظهارنظری نکرده است.
منبع: کیهان
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت توسط ٍٍٍٍِSiLent |